ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
315
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
تا حدى پايبند اصول جوانمردى هستند ؛ كاملا مىتوان از ميهماننوازى و وفاى به عهدشان در مورد حمايت از اشخاص مطمئن بود . در گذشته دولت در مواضعى كه سخت در معرض خطر بود ، مثلا در راه شيراز ، براى محافظت از مسافران ، پستهاى « راهدارى » تأسيس كرده بود كه سربازان در آنها مستقر بودند . ولى حالا ، فقط هنگامى از طرف حاكم راهدار گسيل مىشود كه در نقطهاى غارت رخ داده باشد . اين راهداران موظفند كه جاده را از دزدان پاك كنند و اينها نيز براى اثبات انجام وظيفهء خود هميشه چند تن را دستگير مىكنند و ديگر برايشان اهميت ندارد كه اينها گناهكارند يا نه . اغلب مىشد كه از اين قبيل راهدارها اصرار مىورزيدند مرا در سفر همراهى كنند و از اتفاقات وحشتناك سخن بميان مىآوردند اما طبيعى است كه با اين افسانهپردازيها فقط منظورشان كيف پول من بود و بس . بسيار خوب است كه هر مسافرى توصيهاى براى يكى از خانهاى قبايل چادرنشين در دست داشته باشد . در چنين صورتى مسافر در معيت يك يا چند تن تفنگچى سوار در كمال امنيت از عرصهء يك ايل به حدود فرمانروائى ايل ديگرى هدايت مىشود ؛ هر تفنگچى بايد تصديقى از فرد مورد حمايت خود بگيرد كه نشان دهد او را صحيح و سالم به طايفهء ديگر تحويل داده است . نامههاى توصيهاى كه با وساطت قنسولها از طرف دولت براى مسافران اروپائى صادر مىشود كمتر از آنچه ياد شد مؤثر است ؛ زيرا آنجا كه حيثيت و آبروى دولت مورد احترام است ديگر توصيهنامه ضرورت ندارد ؛ و در آنجا كه از نفوذ دولت اثرى نيست ديگر چنين نامهاى به چه كار مىآيد . در بعضى اوضاع و احوال داشتن توصيهاى مضر هم مىتواند باشد . رعاياى تهيدست كه عادت دارند به زور براى نمايندگان مختار و كارمندان دولت بلاعوض سورسات و عليق تهيه كنند ، خواربار خود را از سر بدبينى پنهان مىدارند درحالىكه در غير اين صورت آنچه را دارند به مسافر اروپائى عرضه مىكنند ، به اين اميد كه بتوانند كالاى خود را بفروشند . روىهمرفته اين كار خوبى است كه مسافر اروپائى توصيهنامهء دولتى را با خود داشته باشد ولى فقط به هنگام اضطرار آن را ارائه دهد . من خود همواره توصيهنامهاى با خود داشتم ، اما هرگز نشد كه از آن استفاده كنم . شاردن در اثر خود به نام « سفر ايران » چند نمونه از اين توصيهها را عنوان مىكند ؛ اما من در اينجا از توصيهنامههائى كه در اختيار دارم سادهترين و كوتاهترين آنها را انتخاب مىكنم - اين توصيهنامه براى سفر رشت به تهران صادر شده است - و ترجمهء دقيق كلمه به كلمهء آن را بدست مىدهم : « به تمام آقايان محافظان و ناظران راه پايتخت اعلام مىشود كه جناب جلالتمآب عاليجاه ژنرال دكتر پولاك طبيب مخصوص شاه كامكار تقدسمآب ، قصد مراجعت به پايتخت دارد و به هر توقفگاهى كه وارد شود بايد مورد احترام و عنايت خاص باشد ، و براى خود او و همراهانش در همهء مواضع جاى استراحت و آسايش فراهم گردد و از همه نوع دقت و خدمت در حق او